این بقعه در شهرستان دیلم، کنار روستای گاودار و مال میرو بر روی طول جغرافیایی ۵۰ درجه و ۱۷ دقیقه، عرض جغرافیایی ۲۹ درجه و ۵۲ دقیقه و ۷ متری از سطح دریا قرار گرفته که در طول سال پذیرای خیل مشتاقان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) است.
مدفون در این بقعه را از نوادگان حضرت حضرت موسی کاظم (علیه السلام) میدانند. صاحب کتاب «بندر دیلم در آیینه گردشگری» آن بزرگوار را خواهر امامزاده حسن مدفون در شهر امامزاده حسن میداند، ولی آقای الله کرم لیراوی صاحب کتاب « شاهنامه سرایی و گامی در تاریخ معاصر شهرستان دیلم» معتقد است ، وی دختر امامزاده حسن است.
طبق مندرجات همین کتاب، هنگامی که امامزاده حسن وارد منطقه لیراوی می گردد، دخترانش بی بی حلیمه خاتون و زهرا خاتون همراهش بوده اند. در جنگی که بین کاروان امامزاده حسن و لشکر حارث بن مرہ کوفی در دامنه کوه بنگ، بیرون شهر «شی نیز» در می گیرد، دو دختر امامزاده حسن زخمی شده و برای اینکه اسیر دشمن نشوند، از محل جدال خارج می گردند، که آخرالامر، حضرت حلیمه خاتون بر اثر شدت جراحات در منطقه «چاه تلخ» و در ضلع شرقی آن - که امروزه در مجاورت روستای گاودار و مال میر است - به شهادت می رسد و زهرا خاتون هم که امروزه بومیان آن را «بی بی بانو» می نامند، در «رگ سفید» مدفون می گردد.
قبر بی بی تا سال ها دقیقا معلوم نبود، تا اینکه فردی به نام «استاد فولاد» چند خواب متوالی می بیند، لذا در فاصله حدود چهار متری زیارتگاه قبلی و بر فراز تپه ای به ارتفاع ۱۵ متر، شروع به خاکبرداری می کند، تا اینکه صورت دو قطعه سنگ بزرگ به ابعاد ۲x۱ متر نمایان می گردد. وی پارچه ای سبز بر روی آنها کشیده و در معرض دید قرار میدهد و چند ماه بعد، استاد فولاد بر روی آن مکان، اتاقی ساخته و ضریحی نیز بر قبر نصب می کند. امامزاده بی بی حلیمه خاتون در سال ۱۳۸۷ ش در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
منابع:
١- عبدالرسول خلیفه، بندر دیلم در آیینه گردشگری، ص ۱۹.
٢- الله کرم لیراوی، شاهنامه سرایی و گامی در تاریخ معاصر شهرستان دیلم، ص ۹۷.
٣- دکتر محمد حسین پاپلی یزدی، فرهنگ آبادی ها و مکان های مذهبی کشور، ص۴۷۸.
۴- نشریه ماهرویان، سال چهارم، شماره ۱۴۸، دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
منبع: زیارتگاههای استان بوشهر، دفتر اول، غلامحسین هادی نژاد دشتی، انتشارات وثوق، چاپ اول، قم، 1388ش، صص 95-93
وقف بهمعنای حبس و منع است و در اصطلاح عقدی است که نتیجهی آن، ایستایی اصل و رهایی منافع آن است[1] این تعریف شامل دو بخش است:
1. ایستایی اصل؛ معادل واژهی تحبیس در عربی، که از ریشه "حبس" بهمعنای زندانی کردن و در قید درآوردن و جلوی آزادی چیزی را گرفتن است؛ زیرا با وقف شدن ملک، آزادی نقل و انتقال (خرید و فروش، هبه و ...) از آن گرفته میشود.
2. رهایی منافع؛ معادل واژهی تسبیل در عربی، یعنی در راه خدا آزاد گذاردن است؛ زیرا منافع وقف برای موقوفعلیهم مباح و آزاد است؛ تا از آن، انتفاع ببرند. به مال و زمین وقفشده، موقوفه و به کسانی که برای آنها وقف میشود، موقوفعلیهم میگویند.
وقف و اعمال نیک شبیه آن، از مسائل اجتماعی است و از روزگاران دور، از زمانیکه بشر برای خود اجتماعی داشته، این اعمال با او همراه بوده است.عنوان وقف، پیش از اسلام بین پیروان همه ادیان در غرب و شرق متداول بوده است؛ بهگونهای که اداره معبدها، صومعهها، آتشكدهها، موبدان و كاهنان از منافع موقوفات بوده است.
سابقه وقف در ایران به قبل از اسلام برمیگردد.اقوام آریایی، بهویژه ایرانیان، به پیروی از آیین و کیش خود، دارای موقوفات و نذورات بسیاری برای نگهداری معابد و آتشکدههای خود بودهاند.در این دوران، عمدهترین زمینهای فئودالی، املاک خالصه وقفی بوده و در دوره هخامنشیان، معابد بر املاک وسیعی تسلط داشتند که این زمینها از طرف پادشاه و یا بزرگان و فئودالهای محلی بهمنظور جلب پیشوایان مذهبی به پرستشگاهها هدیه میشد.کشاورزانی که در این قبیل زمینها به کشت و زرع مشغول بودند، سهم مالکانه را میباید به هیربد یا کاهن بزرگ میدادند. سلوکیان و اشکانیان نیز این شیوه را محترم میشمردند. پارهای از این موقوفات، هم اکنون نیز در نزد زرتشتیان برخی از شهرهای ایران، مثل یزد و کرمان باقی و دایر است[2].
۱۵۲. جنابعالی فرموده اید تصرف در املاک وقف که در مسیر طرحهای عمومی (نظیر جاده یا خیابان) قرار میگیرد در مواردی موجب ضمان و معوض میگردد، چون موضوع مبتلا به میباشد مستدعی است ملاک کلی موارد مذکور جهت تعیین تکلیف نهائی مشخص فرمائید.
بسمه تعالی
در اوقاف عامهای که به صورت وقف انتفاع است، که جهت استفاده عموم از عین موقوفه وقف گردیده، مانند مساجد و مدارس و پلها و کاروانسراها و راهها و قبرستانها و مانند آن، دخل و تصرف در آن و تغییر و تبدیل آن موجب ضمان عین یا منفعت نیست، حتی اگر دخل و تصرف در آن غیر مجاز و غاصبانه و به صورت حرام باشد، النهایه در صورت غصب، غاصب شرعاً مکلف است رفع ید و تخلیه نماید و موقوفه را به حال سابق برگرداند، ولی در اوقاف خاصه و همچنین در اوقاف عامهای که به صورت وقف منفعت وقف گردیده، تصرف آن موجب ضمان عین و منفعت است و باید متصرف علاوه بر رد عین یا عوض آن اجرت المثل مدت تصرف را نیز بپردازد.
153. در مواردی که اراضی موقوفه در طرح جادههای عمومی و خیابان قرار میگیرد پرداخت مال الاجاره موقوفه شرعاً به عهده چه کسی است؟ آیا مجری طرح که متصدی مسیر است مدیون به وقف است؟ یا عابرین که در حقیقت بهره گیران از موارد تصرف وقف هستند؟
با علم به عدم پرداخت حق وقف، و عدم رضایت متولی شرعی موقوفه، در صورت عبور از این مسیرهای وقفی نحوه برائت ذمه چگونه محاسبه میشود؟
بسمه تعالی
کسی که تخریب موقوفه و غیر قابل استفاده شدن موقوفه و در نتیجه اتلاف موقوفه حکماً به او انتساب و استناد پیدا میکند شرعاً ضامن است که یا موقوفه را در صورت امکان به حال سابق برگرداند و یا وجه اجاره آن را بپردازد و یا در صورتی که موقوفه را حکماً به صورت تالف درآورده باشد عوض آن را تسلیم نماید، و چنانچه موقوفه با تبدیل به خیابان در حکم تالف باشد بر عابرین چیزی در این باره نیست.
۸۶. اینجانب به موجب سند عادی موازی هیجده قصب زمین که 450 متر مربع میباشد خریداری کرده ام که پس از خرید متوجه شدهام اراضی مزبور حدود 5/2 دانگ آن مشاعاً وقف بوده و استفتاء مینمایم آیا معامله فوق باطل است یا خیر و تکلیف اینجانب چیست؟
بسمه تعالی
در فرض سؤال معامله نسبت به مقداری که وقف بوده باطل و نسبت به بقیه صحیح است و شما حق فسخ اصل معامله و مطالبه پولی که دادهاید را دارید.
87. املاک و مزارع ششدانگ موقوفه ای وجود دارد که کشاورزان به استناد داشتن سندهای اصلاحات ارضی قبل از انقلاب تاکنون حاضر به پرداخت مال الاجاره شرعی به متولی و اوقاف نشده اند، لذا برای متشرعین و مبلغین مذهبی این سؤال مطرح است که با علم به موقوفه بودن آب و ملک و احراز عدم پرداخت حقوق وقف تکلیف شرعی آنها در استفاده از ملزومات املاک و منازل مذکور چیست؟
بسمه تعالی
تصرفات در املاک موقوفه موقوف بر اذن و اجاره متولی شرعی موقوفه است.
1. معناى وقف عام و وقف خاص چيست؟ عدّهاى مىگويند: تغيير وقف خاص برخلاف قصد واقف و تبديل آن به ملك خاص جايز است، آيا اين سخن صحيح است؟
بسمه تعالی
عموم و خصوص در وقف با ملاحظه موقوف عليه است، بنابراين وقف خاص، وقف بر شخص يا اشخاص معيّن است مانند وقف بر اولاد و يا وقف بر زيد و فرزندان او و وقف عام وقف بر جهات و مصالح عمومى مانند مساجد و مكانهاى استراحت و مدارس و امور مشابه ديگر و يا وقف بر عناوين كلى مثل فقرا و ايتام و بيماران و كسانى كه در راه ماندهاند و مانند آن است و اين اقسام سه گانه تفاوتى از جهت اصل وقف ندارند، هر چند از حيث احكام و آثار تفاوت دارند، مثلا وجود مصداق موقوف عليهم در خارج هنگام اجراى صيغه وقف هم شرط نيست در حالى كه در وقف خاص شرط می باشد و همچنين در وقف بر جهات و مصالح عمومى كه به صورت وقف انتفاع هستند از قبيل مساجد و مدارس و قبرستانها و پلها و مانند آنها، وقف به هيچ وجه قابل فروش نيست حتّى اگر خراب شود، بر خلاف وقف خاص و وقف بر عناوين كلّى به صورت وقف منفعت كه فروش و تبديل آنها در بعضى از حالتهاى استثنايى جايز است.






