وقف میراث جاویدان

وبلاگ و تارنمای تخصصی وقف

وقف میراث جاویدان

وقف

روزگاری دست و پا وچشم را
وقف می کردم به نام کردگار
عشق بود و رویش ودلدادگی
از خزان می آمد آوای بهار

وقف یعنی بگذری از هرچه هست
یعنی از مال و منال و و جان خویش
تا خدا خشنود گردد، خلق هم
بی کمی منت از این احسان خویش

چشمه وقف است جاری تا ابد
باغ دلها سبز می گردد از آن
بوسه بر دست تو خواهم زد که شد
دست تو مشکل گشای مردمان

مثل فانوسی که نورش می رسد
بر حریم سرد و تاریک کسی
می زداید دستهای سبز تو
از نگاه مردمان، دلواپسی

ای شمیم روح بخش زندگی
از تو می آید دمادم بر مشام
نشأت از قرآن گرفته کارِتو
عالم از فعل تو می گیرد وام

هرکویر تشنه را سیراب کن
ای دلت دریا و چشمت آسمان
زورقی شو در دل طوفانِ غم
در میان موج های بی امان

باقیاتی داری اکنون پس چه باک
او تو وقف گاه محشر، جان من
مهربان بودی به خلق و با تو هست
مهربان تر به یقین، یزدانِ من

دست شستی از هر آن چیزی که داد
تا رسیدی بر سر عرفان او
دل به او دادی و باقی را کنون
می دهی تو بر سر پیمان او

ریشه دارد در دلت مهر خدا
کاینچنین مهرت نشسته بر دلم
کاش می شد بگذرم مانند تو
از حریم کوچک این منزلم

 

 

پریوش ملکشاهیان - استان کرمانشاه

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران
  • فکس:00000000
  • تلفن: 00000000
  • همراه: 00000000